|
دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه «برنامهريزيمان را براي مجلس هشتم و رياست جمهوري آينده از حالا آغاز كردهايم» خاطرنشان كرد:« فكر ميكنيم ائتلافي كه در انتخابات شوراها بدست آمده را ميتوانيم براي انتخابات مجلس هشتم هم داشته باشيم. همهي نيروهاي اصلاحطلب به اين نتيجه رسيدهاند كه در ائتلاف كارشان درست بوده. به نظر ما عملكرد آقاي احمدينژاد و سياستهاي ايشان با اشكالاتي كه داشته به نزديك شدن گروههاي اصلاحطلب كمك كرده است.» ... متن گفتگوی تفصیلی ایسنا با دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی را در ادامه می خوانید.
ایسنا، سالومه سعید: محسن ميردامادي با اشاره به برگزاري انتخابات شوراها در جمعبندي خود از نتايج اين انتخابات گفت:« هم در تهران و هم در شهرستانها گام خوبي را برداشتيم.» دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي در گفتوگويي تفصيلي به تشريح آخرين ديدگاههاي خود درباره مسايل روز سياسي پرداخت.
نتايج قابل قبول در انتخابات شوراها وي اظهارداشت:« پس از انتخابات رياست جمهوري گذشته و نتيجهاي كه از آن حاصل شد بسياري از نيروها كه قبلا تمايل كمتري به كار تشكيلاتي سياسي داشتند تمايل جدي به كار تشكيلاتي و حزبي پيدا كردند و به نظر من اين يكي از عواملي بود كه كمك كرد تا در انتخابات شوراها نتيجهي قابل قبولي بگيريم و ما در اين مرحله بيش از اين هم انتظار نداشتيم.»
شادابي در بين نيروهاي اصلاحطلب وي ادامه داد:« پس از انتخابات شوراها باز هم رغبت به فعاليت سياسي و تشكيلاتي بيشتر شده و نوعي شادابي در بين نيروهاي اصلاحطلب بوجود آمده و اين تلقي باز قوت گرفته كه از طريق صندوق راي و انتخابات ميتوانيم كارهاي بيشتري را انجام دهيم.»
ائتلاف انتخابات شوراها براي انتخابات مجلس و رياست جمهوري حفظ ميشود دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه «برنامهريزيمان را براي مجلس هشتم و رياست جمهوري آينده از حالا آغاز كردهايم» خاطرنشان كرد:« فكر ميكنيم ائتلافي كه در انتخابات شوراها بدست آمده را ميتوانيم براي انتخابات مجلس هشتم هم داشته باشيم. همهي نيروهاي اصلاحطلب به اين نتيجه رسيدهاند كه در ائتلاف كارشان درست بوده. به نظر ما عملكرد آقاي احمدينژاد و سياستهاي ايشان با اشكالاتي كه داشته به نزديك شدن گروههاي اصلاحطلب كمك كرده است.»
در يكسال آينده اصولگرايان سابقهدارتر منتقدين جدي رييس جمهور خواهند شد وي ابراز عقيده كرد:« به سياستهاي داخلي و خارجي دولت انتقادات زيادي وارد است، اما در انسجام اصلاحطلبان كاملا موثر بوده است. پراكندگي و تفرق اصولگرايان نيز يك نتيجه ديگر اين عملكرد است كه به نظر مي رسد ادامه خواهد داشت. برداشت من اين است كه با توجه به نتيجهي انتخابات شوراها، اصولگراياني - كه سابقهي بيشتري دارند - به طور جدي احساس ميكنند هرچه بيشتر به دولت نزديك شوند، ريزش آراءشان در انتخابات بعدي بيشتر خواهد بود و در انتخابات مجلس آينده اگر قضاوت مردم در مورد آنها و دولت يكسان باشد آنها عملا شانسي براي موفقيت نخواهند داشت. لذا به نظر مي رسد در يكسال آينده اصولگرايان سابقهدارتر منتقدين جدي رييس جمهور خواهند شد.» دبيركل جبههي مشاركت ايران اسلامي معتقد است:« هم در سطح چهرههاي شاخص سياسي جناح اصول گرا و هم در سطح نمايندگان مجلس فضاي كاملا انتقادي وجود دارد. من شنيدم در ماه رمضان گذشته اصولگرايان در جلسهي افطاري خود با آقاي احمدينژاد از وي به عنوان تاج سر اصولگرايان ياد كردند، ولي فكر مي كنم امروز براي آنها اين تاج سر به درد سر تبديل شده است.»
گسترش بدنهي حزب ميردامادي دربارهي گسترش بدنهي حزب مشاركت نيز به خبرنگار ايسنا، گفت:« براي احزاب گسترش بدنهي حزب كاري ضروري و در عين حال مشكل است. در جامعهي ما نسبت به فعاليت حزبي هنوز گرايش عمومي لازم بوجود نيامده و صاحبان قدرت هم به طرق مختلف تلاش ميكنند كه از رشد احزاب جلوگيري و مردم را نسبت به تحزب بد بين نمايند؛ محدود كردن يارانهي دولتي احزاب و افتخار كردن مكرر شخصيتها و مسوولين به اين كه عضو هيچ حزب و گروهي نيستند از جمله اين موارد است. اين كاملا نشاندهندهي جهتگيري آنها دربارهي فعاليتها حزبي است.» وي خاطرنشان كرد:« از انتخابات رياست جمهوري گذشته به بعد ما بيشترين تمركزمان را بر تقويت تشكيلات و سازماندهي جبههي مشاركت گذاشتيم كه بحمدالله نتايج قابل قبولي داشته است. با توجه به رغبتي كه نسبت به فعاليت تشكيلاتي بوجود آمده، بسياري از نيروهاي لايقي كه از دولت كنار گذاشته شدهاند جذب تشكيلات شده اند و فعاليت ها گسترش خوبي پيدا كرده است كه در انتخابات شوراها تاثير گذار بود. اين برنامه را براي انتخابات مجلس و رياست جمهوري آينده هم داريم. يكي ديگر از كارهاي جدي كه در جريان بوده، نقد گذشتهي حزب است تا با شناخت نقاط قوت و ضعف تلاش كنيم نقاط ضعف را برطرف كنيم.»
تحليل ديدگاههاي مختلف اصلاحطلبان در گذشته دبيركل جبههي مشاركت ايران اسلامي در ادامه با تحليل دسته بنديها و ديدگاههاي مختلف اصلاحطلبان در دورهي اصلاحات اظهارداشت:« در مجموعه اصلاحطلبان در گذشته برخي معتقد بودند كه اگر بخواهيم حركت اصلاحي در كشور صورت بگيرد، بايد بپذيريم كه در چارچوب قانون اساسي عمل كنيم و بايد اين چارچوب را بپذيريم؛ آقاي خاتمي هم مكرر بر اين موضوع تكيه داشت، اما بخش ديگري هم بودند كه اصولا قانون اساسي را قبول نداشتند و معتقد بودند تا قانون اساسي اصلاح نشود نميتوانيم اصلاحاتي صورت بدهيم و در يك مقطع بحث عبور از خاتمي و در مقطعي ديگر موضوع رفراندم و تغيير قانون اساسي را مطرح كردند.» ميردامادي ادامه داد:« اما گروه اول بحثشان اين بود كه در همين قانون اساسي اصول مترقي متعددي داريم كه هنوز به مرحله اجرا در نيامده است و مشكل نداشتن قانون مناسب نيست بلكه مشكل اصلي عدم اجراي درست قانون است و اگر قانون جديدي هم نوشته شود، تضميني براي اجراي آن نيست و ما بايد قانون گرائي و عمل به قانون را در جامعه نهادينه كنيم، پس از آن ميتوان صحبت از اصلاح قوانين كرد.» وي افزود:« به اين دو نگاه در مقاطعي عامل ديگري هم اضافه مي شد و آن نگاه به خارج براي تغيير بود. به خصوص پس از حملهي آمريكا به افغانستان و سقوط طالبان، البته قبل از مسالهي عراق. اين نگاه به خصوص در بخشي از نيروهاي راديكال وجود داشت كه براي اصلاحطلبان قابل قبول نبود و تاكيد آنها بر اصلاحاتي تدريجي، درونزا و اصلاح امور از داخل كشور و درون نظام بود. تا پايان دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي فاصله بين اين دو ديدگاه وجود داشت و بتدريج بيشتر هم شد.»
مردم كساني را كه راي آنها را زينتي ميدانند قبول ندارند دبيركل جبههي مشاركت ايران اسلامي در مورد چگونگي وضعيت اردوگاه اصولگرايان، ديدگاه اصولگرايان را نيز به دو بخش تقسيم كرد و گفت:« بخشي از اصولگرايان نسبتا معتقد به راي مردم هستند ولي ديدگاهي ديگر راي مردم را فقط زينتي ميدانند و فكر ميكنند چون در همهي كشورهاي دنيا انتخابات صورت ميگيرد و نهادهاي انتخابي وجود دارد ما هم بايد از باب اضطرار انتخابات برگزار كنيم كه مورد انتقاد خارجيها قرار نگيريم وگرنه در حكومت اسلامي چنين چيزهائي نداريم. به نظر من اين دو ديدگاه در جناح راست به طور جدي وجود دارد.» وي ادامه داد:« به نظر من نتيجهي انتخابات شوراها نشان داد مردم كساني را كه راي آنها را زينتي ميدانند قبول ندارند و راي پايين منصوبين به اين طيف در انتخابات خبرگان و انتخابات شوراها نشان داد كه اين گروه پايگاهي در بين مردم ندارند.»
اصولگرايان به دنبال «خاتمي» خود ميگردند دبيركل جبههي مشاركت ايران اسلامي با بيان اين اعتقاد كه اصولگرايان گمگشتهاي دارند كه به دنبال آن مي گردند و آن چهره مدرن و جذابي است كه بتواند "خاتمي جناح محافظه كار" بشود و براي نسل جوان جذاب باشد و نقاط ضعف آن جناح را بپوشاند ولي تا به حال در اين كار موفق نبوده است؛ گفت:« انتخاب آقاي احمدينژاد به اين هدف اين جناح شديدا لطمه زد و امروز شرايط اجتماعي به گونهاي شده كه مشكل را براي آنها دوچندان كرده است.»
اصلاحطلبان و هاشمي رفسنجاني اين نماينده تهران در مجلس ششم شوراي اسلامي با بيان اين كه « نقطهي عطف نزديك شدن نيروهاي اصلاحطلب به هاشمي رفسنجاني دور دوم انتخابات رياست جمهوري نهم بود» خاطرنشان كرد:« رابطهي اصلاحطلبان با هاشمي پس از انتخابات رياست جمهوري نهم ادامه پيدا كرده و فكر ميكنيم راي آقاي هاشمي در خبرگان تا اندازهاي نتيجه همين ارتباط با اصلاحطلبان بود.»
ميردامادي دربارهي رابطهي جبههي مشاركت ايران اسلامي با هاشمي رفسنجاني گفت:« ما با آقاي هاشمي در سالهاي اخير ارتباط خوبي داشته و داريم و دربارهي مسائل مهم كشوري معمولا با ايشان مشورت ميكنيم.»
زمينههاي همكاري اصلاحطلبان و اصولگرايان وي درباره ارتباط حزب متبوع خود با احزاب اصولگرا نيز گفت:« اين ارتباط به نحو ديگري ممكن است وجود داشته باشد. در حقيقت احزاب دو جناح عليرغم تفاوت ديدگاههايشان، در برخي موضوعات و مسائل مهم كشور ممكن است دغدغه هاي مشابه و مشترك داشته باشند. اين موضوعات ميتواند سياسي، اقتصادي، سياست خارجي و امثال آن باشد. به عنوان مثال در ميان اصولگرايان احزاب وگروههائي هستند كه تحزب و تقويت نقش احزاب در فضاي سياسي جامعه را قبول دارند و آن را جزو ضروريات جامعه امروز ما ميدانند.خيلي از اينها زماني كه يارانه احزاب قطع شد اعتراض كردند و با اين سياست جديد مخالفت كردند و معتقدند كه دولت بعنوان كمك به رشد تحزب بايد اين يارانه را پرداخت نمايد يا معتقد به نقش احزاب در انتخابات و برگزاري انتخابات حزبي مشابه برخي كشورهاي توسعه يافته سياسي هستند. اينها نقاط مشتركي است كه احزاب اصلاحطلب و اصولگرا دارند و مي توانند در مورد آنها با هم همكاري كنند.» دبيركل جبههي مشاركت ايران اسلامي، در ادامهي گفتههاي خود، اضافه كرد:« مسائل ديگري نيز ميتواند جزو موضوعات يا نگراني هاي مشترك ما با احزاب اصولگرا قرار بگيرد، مثلا در بحث پروندهي هستهيي كه يك موضوع ملي و مرتبط با منافع ملي و امنيت ملي كشور مي باشد و هر دو جناح قاعدتا نگرانيهاي مشابهي در مورد آن دارند و ميتوانند باهم رايزني و همفكري داشته باشند و به راه كارهاي مشترك برسند. مذاكرات ما در اوائل امسال با برخي از شخصيتها و احزاب اصولگرا در مورد موضوع هسته اي كشور و نگرانيهائي كه نسبت به آن وجود داشته و دارد از اين نوع مراودات بود كه ميتواند در موضوعات مهم صورت بگيرد. بنابراين ميتوان گفت مسائل حزبي و تلاش در جهت تقويت احزاب و همچنين برخي مسائل مهم ملي كه كمتر صبغه حزبي و جناحي پيدا ميكند ميتواند محور نقاط مشترك ما با احزاب اصولگرا باشد كه شايد جايي مانند خانهي احزاب بتواند در آينده جايگاه مناسبي براي طرح و بررسي واحيانا رسيدن به تصميم مشترك در اين نوع مسائل باشد.»
هنوز خود را خط امامي ميدانم ميردامادي در بخش ديگري از گفتوگوي خود با خبرنگار ايسنا در پاسخ به اين پرسش كه آيا هنوز خود را خط امامي ميداند؟ اظهار داشت:« بستگي به اين دارد كه كدام امام(ره) مورد نظر باشد. چون در دوران پس از امام(ره) خيلي ها هر كاري خواستند كردند و آنرا به ايشان نسبت دادند. برخي از اين افراد در زمان حيات امام(ره) چندان ارتباطي با ايشان نداشتند و چنين ارادتي هم كه امروز ابراز ميكنند در آنها ديده نمي شد؛ ولي پس از رحلت امام(ره) شيفته ايشان شدند. سئوال من اين است كه كدام امام(ره)؟ امامي كه طرفداران اسلام طالباني معرفي مي كنند يا امامي كه طرفداران مردمسالاري ديني معرفي مي كنند؟ امامي كه ما ديديم و شناختيم و به وي ارادت پيدا كرديم رهبري بود كه همه چيز را متعلق به مردم ميدانست و معتقد بود اين حق مردم است كه نظام حاكم بر خود را انتخاب كنند و اگر خواستند حق دارند آنرا تغيير بدهند و معتقد بود ميزان راي مردم است. به نظر من منشوري كه آقاي خاتمي در دوران اصلاحات ارائه كرد روزآمد شده افكار و ايده هاي امام(ره) بود. با چنين امامي كه من مي شناسم، بله "هنوز خود را خط امامي ميدانم" و برايم بسيار دردآور است كه برخي افراد عملكرد پر دافعه خود را كه هيچ سنخيتي با انديشه و سيره امام(ره) ندارد به ايشان منتسب مي كنند و باعث مي شوند بخشي از نسل جوان جامعه كه خود امام(ره) را از نزديك درك نكردهاند، نتوانند شناخت صحيحي نسبت به ايشان پيدا كنند.»
تفاوت ميردامادي و خاتمي به عنوان دبيركل؟ خبرنگار ايسنا در ادامه از ميردامادي پرسيد كه جبههي مشاركت در زمان دبيركلي شما چه تفاوتي با جبههي مشاركت در زمان دبيركلي آقاي خاتمي دارد؟ وي پاسخ داد:« از نظر من فرقي نكرده است. اصولا در جبههي مشاركت از روز اولي كه ايده آن مطرح شد تا زماني كه تاسيس شد و پس از آن، درهمه بحثها و تصميم گيري ها جمعي اقدام شده كه هم من در آن بودهام و هم آقاي خاتمي. بدون تعارف ميگويم كار مشاركت از ابتدا تا امروز كار جمعي بوده و فعاليتها به گونهاي نبوده كه تغيير افراد در آن تغييرات جدي ايجاد كند.» وي اضافه كرد:« اگر جبههي مشاركت موفقيتي داشته نتيجهي كار جمعي بوده و اگر ضعفي داشته آن هم حاصل كار جمعي بوده است.» دبيركل جبههي مشاركت ايران اسلامي، پيشبيني خود را از آينده اوضاع كشور اينچنين عنوان كرد: « مسيري را كه من ميبينم شرايطي مانند دوران قبل از پايان جنگ را تداعي ميكند. بنظر مي رسد دورهاي داريم كه به واقعيات پيراموني توجه نميكنيم تا واقعيات خود را بر ما تحميل كند اما اميدوارم هر چه زودتر واقعبينانهتر تصميم بگيريم تا هزينه كمتري پرداخت نمائيم.» وي در پايان چنين آرزو كرد:« در كشور بطور واقعي حاكميت بدون فيلتر مردم بر سرنوشت خود محقق شود و در عرصه بين الملل نيز ايران و ايراني جايگاه شايسته خود را بدست آورد، فرزندان ايران مفتخر به ايراني توسعه يافته در زمينه هاي مختلف باشند و جبهه مشاركت با ساير احزاب بتوانند يك سيستم سياسي مبتني بر احزاب و پاسخگو را در كشور مستقر سازند.» |